تازه هاي دنياي فناوري و سخت افزار
مطالب بسياري طي چهار پنج ماه گذشته درباره لپتاپكها (Netbooks) در جرايد بينالمللي و نشريات داخلي منتشر شدهاند كه حتم دارم بسياري از آنها را مطالعه كردهايد.
حقيقتش را بخواهيد اين لپتاپكها توجه جدي گروه تأمين محتواي صفحات بازار و سختافزار نشريه را نيز برانگيخته است به همين دليل چشم اميد فراواني به آينده آن داريم. پس از گذشت يك سال از عرضه اولين لپتاپك در بازارهاي بينالمللي، شايد بتوان درباره آينده لپتاپكها بهشكلي واقعيتر و به دور از احساسات صحبت كرد. عالم و آدم ميدانند كه ابعاد لپتاپكها محدود است و با وزن سبك و قيمتهايي فوقالعاده روانه بازار ميشوند. از اينرو طبيعي است كه مخاطب از آنها استقبال كند. در اين ميان ضعفهايي نيز متوجه لپتاپكها شده كه در بسياري از موارد حال مشتريجماعت را در قوطي حبس كرده است. قيمت مشتريپسند اين موجودات موجب شده است كه خريدار توجه لازم به مشخصههاي فني آن مبذول نداشته باشد و پس از مدتي با مشكلات متعدد روبهرو شود. به بيان ديگر استقبال كنوني از لپتاپكها ميتواند كاذب باشد و طي يكي دو سال آينده مشخص ميشود كه آيا ميتوان عرضه اين دستگاهها را پديدهاي ويژه قلمداد كرد يا خير!
● نگاه اينكارههاي بازار
بسياري از سازندگان تجهيزات ديجيتالي، عرضه لپتاپهايي با ابعاد ۷ تا ۹ اينچ را كارآمد نميدانند و مدلهاي بزرگتر ۱۰ تا ۱۲ اينچي را جايگزين مدلهاي قبلي كردهاند. اين امر به اين دليل است كه نتيجه تحقيقات شكل گرفته نشان داده است كه اندازه نمايشگر تاثير فراواني در رضايت مصرفكننده به خصوص براي استفاده طولاني مدت دارد. همچنين مشخص شده است كه بسياري از خريداران مدلهاي ۷ تا ۹ اينچي، از محدوديت ديد نمايشگر ابراز نارضايتي كرده و به سوي مدلهاي ۱۰ تا ۱۲ اينچي تمايل نشان دادهاند.
شركت AMD را ميتوان جديترين مخالف لپتاپكها دانست. درك ماير -به عنوان رييس AMD- اعتقاد دارد ضعف اصلي لپتاپها نه در ابعاد نمايشگر كه در ضعف مفرط اين دستگاهها براي انجام عمليات پردازشي است. اين بنده خدا معتقد است كه سود اصلي توليد لپتاپكها روانه كيسه Intel ميشود و خريدار در وهله اول با تصور خريد ارزان به سوي اين دستگاهها جلب خواهد شد. اگر ميان قيمت و كيفيت، نسبتي برقرار شود، مشخص خواهد شد كه استفاده از لپتاپكها صرفه اقتصادي ندارد. به همين دليل است كه شركت AMD در اين وادي كه تمامي زير و زبر آن توسط Intel تعريف و طراحي شده وارد نميشود و بازي نخواهد كرد. هرچند با ارايه بستر پردازشي Yukon و پردازندههاي Athlon Neo نشان داد كه در اين وادي نيز تواناست.
● لپتاپك با لپتاپ ارزانقيمت
قيمت رقابتي لپتاپكها با گونه ديگر لپتاپها همواره به عنوان برگ برنده اين موجودات قلمداد شده است و توسط بيشتر شركتهاي حاضر در اين وادي در بوق و كرنا ميشود. چند وقتي است كه قيمت برخي از مدلهاي جديد لپتاپك به دليل برخي سوسولبازيهاي رايج از مرز ۵۰۰ دلار فراتر رفته و حتي برخي مدلها با قيمت ۸۰۰ دلار نيز عرضه ميشوند. در حال حاضر سبكوزني، تنها خصيصهاي است كه در بيشتر لپتاپكها رعايت ميشود.
قيمت پايه بسياري از لپتاپهاي ارزانقيمت از حوالي ۴۵۰ دلار آغاز ميشوند و مشهود است كه اين لپتاپكها پا در كفش لپتاپهاي ارزانقيمت كردهاند. در اين گذر مقايسه مختصري بين لپتاپك و لپتاپهاي ارزانقيمت خواهيم داشت.
اول؛ لپتاپكها فاقد درايو نوري هستند و به همين دليل ميتوانند سبكتر و كوچكتر باشند و هزينه توليد آنها نيز كاهش يابد. نميدانم اين را مزيت فرض كنم يا ضعف زيرا براي برخي افراد وجود درايو نوري الزامي است و براي برخي ديگر جزئي اضافي محسوب ميشود.
دوم؛ لپتاپكها به طور معمول از پردازندههاي خانواده Intel Atom، VIA C۷ و VIA nano استفاده ميكنند. لپتاپهاي ارزانقيمت نيز به طور معمول از پردازندههاي Pentium Dual Core، Intel Celeron-M، AMD Sempron و Athlon Neo را به كار ميگيرند. در اين ميان شبهپردازندههاي Intel Celeron از لحاظ كيفيت ضعيفتر از بقيه به نظر ميرسند، اما به مراتب بهتر از پردازندههاي ضعيفالجثه Intel Atom و VIA است. بماند كه Sempron و Pentium Dual Core توان پردازشي قابل ملاحظهاي دارند. به همين دليل بيشتر پردازندههاي مورد استفاده در لپتاپكها به مراتب ضعيفتر از پردازندههاي لپتاپهاي ارزانقيمت هستند.
سوم؛ وزن لپتاپكها به طور معمول كمتر از ۱۲۰۰ گرم است، اما به تناسب همين محدوديت وزني، در ابعاد نمايشگر محدوديت دارند كه در برخي مواقع آزاردهنده هستند و دارنده لپتاپ حاضر است كه وزن ۲۰۰۰ تا ۲۹۰۰ گرمي آن را به دليل همين مزيت تحمل كند.
● بالاخره چه بايد كرد؟
تعداد و تنوع لپتاپكها در سال جاري افزايش خواهد يافت و خريدار ايراني دير يا زود با وسوسه خريد آن مواجه خواهد شد. هرچند اكنون نيز برخي از مدلهاي معروف لپتاپك مانند Acer Aspire One، Lenovo IdeaPad S۱۰ و Asus Eee PC در ايران با قيمتي بالا قابل ابتياع هستند. اين مقدمات را گفتم تا به اينجا برسم كه قيمت عرضه لپتاپك در ايران به هيچ عنوان مقرون بهصرفه نيست و به شدت توصيه ميشود كه از لپتاپهاي ارزانقيمت به جاي اين موجودات استفاده شود.
در حال حاضر Samsung NC۲۰ تنها لپتاپك با نمايشگر ۱۲ اينچي است كه كيفيت قابل قبولي دارد، اما در ايران عرضه نميشود. به صراحت ميتوان گفت كه خريد لپتاپك در بازار كنوني ايران منطقي نيست، زيرا قيمت عرضه آن بينهايت غيرمنطقي است و نميتواند انتظارات مصرفكننده ايراني را نيز برآورده كند. از اينرو توجه خريدار داخلي را به لپتاپهاي ارزانقيمت جلب ميكنم.
اين را نيز اضافه كنم كه در سال جاري تغييراتي در سيستمهاي پردازشي ايجاد خواهد شد كه تغييراتي نيز در لپتاپكها ايجاد خواهد كرد. بين خودمان بماند شايد نسل لپتاپكها طي دو سه سال آينده از روي زمين برچيده شوند. در اينباره صحبت خواهيم كرد!
نويسنده : علي | ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۲:۵۲ | آرشيو نظرات (0)
حقيقتش را بخواهيد اين لپتاپكها توجه جدي گروه تأمين محتواي صفحات بازار و سختافزار نشريه را نيز برانگيخته است به همين دليل چشم اميد فراواني به آينده آن داريم. پس از گذشت يك سال از عرضه اولين لپتاپك در بازارهاي بينالمللي، شايد بتوان درباره آينده لپتاپكها بهشكلي واقعيتر و به دور از احساسات صحبت كرد. عالم و آدم ميدانند كه ابعاد لپتاپكها محدود است و با وزن سبك و قيمتهايي فوقالعاده روانه بازار ميشوند. از اينرو طبيعي است كه مخاطب از آنها استقبال كند. در اين ميان ضعفهايي نيز متوجه لپتاپكها شده كه در بسياري از موارد حال مشتريجماعت را در قوطي حبس كرده است. قيمت مشتريپسند اين موجودات موجب شده است كه خريدار توجه لازم به مشخصههاي فني آن مبذول نداشته باشد و پس از مدتي با مشكلات متعدد روبهرو شود. به بيان ديگر استقبال كنوني از لپتاپكها ميتواند كاذب باشد و طي يكي دو سال آينده مشخص ميشود كه آيا ميتوان عرضه اين دستگاهها را پديدهاي ويژه قلمداد كرد يا خير!
● نگاه اينكارههاي بازار
بسياري از سازندگان تجهيزات ديجيتالي، عرضه لپتاپهايي با ابعاد ۷ تا ۹ اينچ را كارآمد نميدانند و مدلهاي بزرگتر ۱۰ تا ۱۲ اينچي را جايگزين مدلهاي قبلي كردهاند. اين امر به اين دليل است كه نتيجه تحقيقات شكل گرفته نشان داده است كه اندازه نمايشگر تاثير فراواني در رضايت مصرفكننده به خصوص براي استفاده طولاني مدت دارد. همچنين مشخص شده است كه بسياري از خريداران مدلهاي ۷ تا ۹ اينچي، از محدوديت ديد نمايشگر ابراز نارضايتي كرده و به سوي مدلهاي ۱۰ تا ۱۲ اينچي تمايل نشان دادهاند.
شركت AMD را ميتوان جديترين مخالف لپتاپكها دانست. درك ماير -به عنوان رييس AMD- اعتقاد دارد ضعف اصلي لپتاپها نه در ابعاد نمايشگر كه در ضعف مفرط اين دستگاهها براي انجام عمليات پردازشي است. اين بنده خدا معتقد است كه سود اصلي توليد لپتاپكها روانه كيسه Intel ميشود و خريدار در وهله اول با تصور خريد ارزان به سوي اين دستگاهها جلب خواهد شد. اگر ميان قيمت و كيفيت، نسبتي برقرار شود، مشخص خواهد شد كه استفاده از لپتاپكها صرفه اقتصادي ندارد. به همين دليل است كه شركت AMD در اين وادي كه تمامي زير و زبر آن توسط Intel تعريف و طراحي شده وارد نميشود و بازي نخواهد كرد. هرچند با ارايه بستر پردازشي Yukon و پردازندههاي Athlon Neo نشان داد كه در اين وادي نيز تواناست.
● لپتاپك با لپتاپ ارزانقيمت
قيمت رقابتي لپتاپكها با گونه ديگر لپتاپها همواره به عنوان برگ برنده اين موجودات قلمداد شده است و توسط بيشتر شركتهاي حاضر در اين وادي در بوق و كرنا ميشود. چند وقتي است كه قيمت برخي از مدلهاي جديد لپتاپك به دليل برخي سوسولبازيهاي رايج از مرز ۵۰۰ دلار فراتر رفته و حتي برخي مدلها با قيمت ۸۰۰ دلار نيز عرضه ميشوند. در حال حاضر سبكوزني، تنها خصيصهاي است كه در بيشتر لپتاپكها رعايت ميشود.
قيمت پايه بسياري از لپتاپهاي ارزانقيمت از حوالي ۴۵۰ دلار آغاز ميشوند و مشهود است كه اين لپتاپكها پا در كفش لپتاپهاي ارزانقيمت كردهاند. در اين گذر مقايسه مختصري بين لپتاپك و لپتاپهاي ارزانقيمت خواهيم داشت.
اول؛ لپتاپكها فاقد درايو نوري هستند و به همين دليل ميتوانند سبكتر و كوچكتر باشند و هزينه توليد آنها نيز كاهش يابد. نميدانم اين را مزيت فرض كنم يا ضعف زيرا براي برخي افراد وجود درايو نوري الزامي است و براي برخي ديگر جزئي اضافي محسوب ميشود.
دوم؛ لپتاپكها به طور معمول از پردازندههاي خانواده Intel Atom، VIA C۷ و VIA nano استفاده ميكنند. لپتاپهاي ارزانقيمت نيز به طور معمول از پردازندههاي Pentium Dual Core، Intel Celeron-M، AMD Sempron و Athlon Neo را به كار ميگيرند. در اين ميان شبهپردازندههاي Intel Celeron از لحاظ كيفيت ضعيفتر از بقيه به نظر ميرسند، اما به مراتب بهتر از پردازندههاي ضعيفالجثه Intel Atom و VIA است. بماند كه Sempron و Pentium Dual Core توان پردازشي قابل ملاحظهاي دارند. به همين دليل بيشتر پردازندههاي مورد استفاده در لپتاپكها به مراتب ضعيفتر از پردازندههاي لپتاپهاي ارزانقيمت هستند.
سوم؛ وزن لپتاپكها به طور معمول كمتر از ۱۲۰۰ گرم است، اما به تناسب همين محدوديت وزني، در ابعاد نمايشگر محدوديت دارند كه در برخي مواقع آزاردهنده هستند و دارنده لپتاپ حاضر است كه وزن ۲۰۰۰ تا ۲۹۰۰ گرمي آن را به دليل همين مزيت تحمل كند.
● بالاخره چه بايد كرد؟
تعداد و تنوع لپتاپكها در سال جاري افزايش خواهد يافت و خريدار ايراني دير يا زود با وسوسه خريد آن مواجه خواهد شد. هرچند اكنون نيز برخي از مدلهاي معروف لپتاپك مانند Acer Aspire One، Lenovo IdeaPad S۱۰ و Asus Eee PC در ايران با قيمتي بالا قابل ابتياع هستند. اين مقدمات را گفتم تا به اينجا برسم كه قيمت عرضه لپتاپك در ايران به هيچ عنوان مقرون بهصرفه نيست و به شدت توصيه ميشود كه از لپتاپهاي ارزانقيمت به جاي اين موجودات استفاده شود.
در حال حاضر Samsung NC۲۰ تنها لپتاپك با نمايشگر ۱۲ اينچي است كه كيفيت قابل قبولي دارد، اما در ايران عرضه نميشود. به صراحت ميتوان گفت كه خريد لپتاپك در بازار كنوني ايران منطقي نيست، زيرا قيمت عرضه آن بينهايت غيرمنطقي است و نميتواند انتظارات مصرفكننده ايراني را نيز برآورده كند. از اينرو توجه خريدار داخلي را به لپتاپهاي ارزانقيمت جلب ميكنم.
اين را نيز اضافه كنم كه در سال جاري تغييراتي در سيستمهاي پردازشي ايجاد خواهد شد كه تغييراتي نيز در لپتاپكها ايجاد خواهد كرد. بين خودمان بماند شايد نسل لپتاپكها طي دو سه سال آينده از روي زمين برچيده شوند. در اينباره صحبت خواهيم كرد!
نويسنده : علي | ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۲:۵۲ | آرشيو نظرات (0)
تمام حقوق متعلق به
نگین بلاگ است